این وبلاگ به جای وبلاگ "بیان نو" که توسط حاکمیت مسدود گردیده راه اندازی شده است

"این وبلاگ به دستور کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه مسدود شده است" ____________________________________________________________________________________________________

۱۴۰۳ بهمن ۱۶, سه‌شنبه

چگونه غرب مدعی دمکراسی، ولایتمداری را تصدیق و رواج می دهد؟

 

گفته شد یک روحانی را در سوئد به جرم رابطه با تروریسم با تصمیم دولت و نه در پی یک محاکمه در دستگاه قضائی، از این کشور اخراج کرده یا می کنند. و این حادثه در کشوری که برای قضا و عدالت ارزش قائل بود اتفاق می افتد. برخی از هموطنان ما هم از این اقدام خارج از عرف انسانیت، شادمانی کردند. این امر یکی از نتایج جنایات جنگی اعمال شده در غزه و کناره باختری توسط آمریکا و اسرائیل و پشتیبانی بی دریغ دولت های اروپائی و دیگر دولت های وابسته به غرب، می تواند باشد. جنایاتی که دستاوردهای انسانیت و کرامات انسان را خدشه دار کرده و می کند. در پی این حوادث، فاشیسم در این میان خود را بر حق تصور می کند و در کشورهای اروپائی و آمریکا جانی تازه گرفته و بار دیگر با ابزار دمکراسی به حاکمیت باز می گردد. در این دمکراسی استحاله شده، حاکمیت های قلدر مأبانه از سوی مردم مورد استقبال قرار می گیرند. به این ترتیب خطری جدی برای آرامش و صلح جهان در پیش خواهیم داشت.

گفتیم، بخشی ازهموطنان ما از اخراج یک روحانی، بدون شک به دلیل روحانی بودن، اظهار شادمانی می کنند، دلیل آن هرچه باشد، در تضاد است با ایرادات برحقی که این قشر به دستگاه قضائی کشور خودمان می گیرند، یعنی دستگاه قضائی وابسته و در خدمت قدرت حاکم. این رویه یک بام و دوهوا که در تمامی زمینه های روزمره ما جاری است را چگونه می توان تعبیر نمود؟ این یک بام و دو هوا که ریشه در ذهن انسان دارد و نه در وجدان او، سبب ساز اصلی نا به سامانی های جامعه را تشکیل می دهد. مستقل نبودن انسان از ذهنیات یا تصورات و خیال ها و امیال و . . . . . خودش که از راه مستقیم تبلیغات و دریافت های خام ما می باشند، مسبب اصلی این نوع قضاوت دوگانه می باشد. اطلاعات و ضداطلاعاتی را که از راه حواس دریافت می کنیم، دو بخش می شوند، یا آنها را به صورت خام در ذهن خود قرار می دهیم، و یا با تفکر و تعقل و خردورزی مورد تجربه و تجزیه و تحلیل قرار داده و به وجدان خود منتقل می کنیم. اطلاعات منتقل شده به وجدان، خالص و بررسی شده اند و بنابر اصل راهنمای ما مورد استفاده و قضاوت قرار می گیرند. اما دریافت هائی را که در ذهن ذخیره کرده و بر اساس آنها عمل می کنیم، مسبب و سازنده همان عملکرد یک بام و دوهوا می باشند، زیرا هنوز به باور ما نرسیده اند. موفقیت قدرت های مالی و سیاسی در فراهم کردن زمینه چپاول جوامع با نفوذ در اذهان مردم از راه همین مکانیزم صورت می گیرد. با کمی دقت به آنچه در سوریه گذشت، و یک تروریست خطرناک و تحت تعقیب را به عنوان رئیس جمهور به جهانیان قالب کردند و پس از چند صباحی با کوتاه کردن ریش و زدن کراوات مورد پذیرائی دولت ها قرار می گیرد، قدرت تبلیغات و اطلاعات و ضد اطلاعات را نشان می دهد. البته این نفوذ و قدرت، چیزی جز وابستگی ما به ذهنیات خود نیست، و آنچه را که ذهن ما امر می کند، حق تصور کرده و بر مبنای آن به راحتی قضاوت می کنیم.

نقش دستگاه قضائی مستقل بسیار حیاتی است و اساس رشد جامعه و رشد و یا از رشد ماندگی انسان را رقم می زند. استقلال یا وابستگی انسان را در تمامی شئون زندگی فردی و اجتماعی می سازد. ترس را که یکی از عارضه های کشنده انسان می باشد، بر جامعه تحمیل می کند. از ابتدای انقلاب که بهشتی به عنوان یک صاحب قدرت سیاسی، با وجود حضور افراد مستقلی نظیر طالقانی بر مسند قوه قضائیه گمارده شد، معلوم می کرد که در کشور قضائی وجود نخواهد داشت. اکنون پس از دهه ها تجربه تلخ، بر ما مردم برازنده نیست که از سوئی همچنان در قضاوت خود، راه قدرتمداران را پیموده و با آنان همدلی کنیم، و از دیگر سو بر منش آنها خرده گیریم که چرا دستگاه قضا را با قدرت گره زده اند. اگر مردم سوئد در برابر قدرتمداری حاکمان در آلوده کردن دستگاه قضاوت آن کشور سکوت کنند، سرنوشتی غیر از سرنوشت ما در انتظارشان نخواهد بود. زیرا چون نیک نظر کنیم، پر خویش در آن می بینیم، قدرت حاکم هم توان دیدن پر ما را در بی عدالتی ها دارد و آن را می بیند و قرابتی میان خود و ما حس کرده و احساس امنیت و آسایش و آرامش می کند. که فرمود: خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد، مگر آن قوم در خود تحول ایجاد کند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر