گفته می شود مدیریت در کشور ضعیف است، بدون تردید این سخنی به جا و درست می باشد. اما این سخن به چه معنائی است؟ کشوری همانند ایران با وجود داشتن عده زیادی جوان و تحصیل کرده چرا باید ضعف مدیریت داشته باشد؟ دلیل این عارضه ملی را چگونه می توان ارزیابی کرد؟ به دلایل زیاد و در مقام مقایسه با کشورهای رشد یافته، نمی توان ادعا کرد این ضعف در میان مدیریت در رده پائین و متوسط می باشد. زیرا در این سطوح، محدوده تصمیم گیری و اعمال آن، بسیار محدود و روشن میباشد که از مدیریت بالا در اختیار آنها قرار می گیرد. در حقیقت بر این سطوح از مدیریت، ایراد زیادی نمیتوان نسبت داد. ایراد اساسی در محدوده ابزاری می باشد که در اختیار آنان گذارده می شود. این ابزار متشکل از مجموعه ای از منابع مالی و قوانین و قواعدی می باشند که از رده های بالاتر در اختیار آنان قرار داده می شود. بدیهی است هرگاه اجزاء این ابزار نا هماهنگ باشند، در مدیریت خلل ایجاد می کنند. بنابراین، اساس مدیریت کشور بستگی دارد به مدیریت رده های بالا. اما یک مدیر رده بالا که به زیر و بم و ضعف ها و قوت های محدوده میدان عمل خود واقف باشد، و طرحی برای رشد در میدان عمل خود داشته باشد، می تواند با همیاری مدیران تحت نظارت خود آن طرح را به اجرا گذارد. چنانچه از سوی مدیران رده های پائین تر ایرادی در اصل طرح و یا در به اجرا گذاشتن آن دیده شود، به آن مدیر ابلاغ می کنند و به این گونه است که رشد پویا گشته و کشور به آبادانی می رسد. این روند محتاج مستقل بودن تمامی رده های مدیریت می باشد. زیرا در صورت وابستگی سلسله مراتبی، انتقال ضعف ها صورت نمی گیرد و اصلاح در روند درست طرح ها صورت نمی گیرد.
با تاسف زیاد مقوله اخلاق وابستگی با شدت زیادی در سطح جامعه عمل می کند. می بینیم افراد باسواد و مدیر در درجه اول به دلیل وابسته بودن به خود (امیال)، مانند داشتن مقام و یا رسیدن به مال و منال، برای ارضای امیال خود، با چاپلوسی در مناصب بالای سیاسی قرار میگیرند و به دلیل همین وابستگی از ترس از دست دادن جایگاه خود، شنوائی نارسائی ها را نه از مدیران رده پائین دارند و نه آنها را به مسئولین صاحب قدرت انتقال می دهند. شاید این مثال کلان از وابستگی مطلب را روشن کند: در سال 2014 گروه بیلدربرگ (bilderberg) که وابسته به سرمایه جهانی است، مکرون رئیس جمهور حاضر فرانسه را به جلسه سالانه خود دعوت می کنند و به او پیشنهاد ریاست جمهوری فرانسه را می دهند و حتا نخست وزیر او را هم تعیین می کنند. در انتخابات 2016، مکرون انتخاب می شود و فیلیپ را به عنوان نخست وزیر معرفی می کند. بدیهی است که این نوع مدیریت، یک مدیریت وابسته می باشد. وابستگی، چنان مکرون را که خود، در روش و منش همراه سلطه گرانی که او را بر این مقام گماشته اند در تنگنا قرار داده و دست او را در مدیریت بسته که چند بار در سخنانی خطاب به مردم فرانسه از لزوم استقلال فرانسه سخن گفت که البته تو دهنی آن را هم از سوی اربابان سرمایه لمس کرد. اکنون با امر و نهی کردن آشکار ترامپ به اروپا، زیان این وابستگی خود را آشکار گردانیده است.
مدیران رده بالای ما هم به این درد بی درمان گرفتارند. حب قدرت، حب مال اندوزی به آنها اجازه نمی دهند مدیریت کنند و خود را ذلیل پول و قدرت داخلی - به خصوص بر اثر غرب زدگی-، و قدرت سرمایه جهانی کرده اند. همین حس حقارت وابستگی می باشد که مدیریت را دچار اختلال می کند. این وابستگی، زنجیره ای از مدیران وابسته را می سازد که برای دوام خود، مدیران مستقل را ترد می کند زیرا از یک سو مدیر مستقل، خود نمیتواند با این زنجیره فاسد کار کند، و از سوی دیگر این زنجیره، مدیر مستقل را بنابر ماهیتی که دارد ترد می کند. به دلیل اینکه یکی از خصوصیات بارز مستقل بودن شجاعت می باشد، مدیر مستقل در مبارزه با فساد و گفتن کمبودها و سالم سازی محیط مدیریت خودش کم ترین تردید و ترس به خود راه نمی دهد، که این امر در تضاد قرار می گیرد با منافع مدیران فاسد.
سلطه گر جز از راه اخلاق وابستگی زیر سلطه نمیتواند اعمال قدرت کند. پافشاری ترامپ برای مذاکره با ایران، هدفی جز آلوده کردن کشور به وابستگی در سر ندارد، حتا در کمترین شکل آن. امید او هم به کسانی در حاکمیت است اخلاق وابستگی و رعیت بودن در آنها قوی می باشد. نظری کوتاه به آنچه که این روزها در جهان شاهدیم نشان دهنده ضعف وابستگی و نیروی لایزال استقلال می باشد. می بینیم که وابستگی اوکراین چگونه این کشور قوی و ثروتمند را به نابودی کشانید، و استقلال حماس، این گروه کوچک چگونه ابرقدرت جهان را به زانو درآورد. مستقل بودن مرگ ندارد و همواره پیروز می باشد که حسین ابن علی نمونه بارز انسان مستقل است که استقلال خود را به بهای جان خویش پایدار گردانید و ماندگار شد. استقلال همان تقوا در قرآن است که خداوند گرامی ترین انسان ها را مستقل ترین آنها می داند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر