این وبلاگ به جای وبلاگ "بیان نو" که توسط حاکمیت مسدود گردیده راه اندازی شده است

"این وبلاگ به دستور کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه مسدود شده است" ____________________________________________________________________________________________________

۱۴۰۵ تیر ۱, دوشنبه

مستطیل سبز در طوفان زمانه؛ حکایت پیراهنی که بار تاریخ یک ملت را بر دوش دارد

 

 درغوغای بی‌امان زمانه، در روزگاری که سایه سنگین بحران‌ها، تنش‌های منطقه‌ای و دغدغه‌های معیشتی بر شانه‌های ملتی صبور افتاده است، مستطیل سبز فوتبال بار دیگر به آینه‌ای تمام‌نما از حال و روز یک جامعه بدل می‌شود. گاه یک توپ، یک پیراهن و نود دقیقه نبرد، بیش از هزاران صفحه تاریخ سخن می‌گوید؛ زیرا فوتبال در لحظاتی خاص، دیگر تنها یک مسابقه ورزشی نیست، بلکه روایتی است از امید، رنج، خاطره و ایستادگی یک ملت.

دیدار تیم ملی ایران در برابر بلژیک در روز یکشنبه ۲۱ یونی ۲۰۲۶  ، فراتر از یک هماوردی ورزشی و سنجش عیار تکنیک و تاکتیک، تصویری از رویارویی دو مسیر متفاوت بود؛ یک‌سو ساختاری برخوردار از امکانات، ثبات و برنامه‌ریزی منظم، و سوی دیگر تیمی که در کنار رقابت ورزشی، با فشارهای بیرونی، دشواری‌های اقتصادی و محدودیت‌های ساختاری نیز دست‌وپنجه نرم می‌کند.

بازیکنان ایران نه فقط در برابر یازده بازیکن حریف، بلکه در برابر مجموعه‌ای از شرایط دشوار زمانه پا به میدان می‌گذارند. پشت هر مسابقه بزرگ، داستانی نادیده نهفته است؛ داستان اردوهای فشرده، تمرین‌های طاقت‌فرسا، سفرها، برنامه‌ریزی‌ها و تلاش برای نزدیک شدن به استانداردهای فوتبال جهانی.

فوتبال امروز تنها به استعداد و غیرت وابسته نیست؛ زیرساخت، امکانات پزشکی، بازی‌های تدارکاتی، ثبات مدیریتی و ارتباطات گسترده بین‌المللی نیز بخشی از میدان رقابت‌اند. محدودیت‌های موجود در مسیر آماده‌سازی، از جمله دشواری برگزاری اردوهای منظم، محدودیت‌های تمرینی و کاهش فرصت هماهنگی، فشار مضاعفی بر کادر فنی و بازیکنان وارد می‌کند.

اما در کنار این مسائل، تاریخ فوتبال ایران نیز نشان داده است که انتخاب بازیکنان و شکل‌گیری تیم ملی همیشه صرفاً یک مسئله فنی نبوده است. در دوره‌های مختلف، فضای مدیریتی، اجتماعی و حتی سیاسی زمانه بر تصمیم‌های فوتبالی اثر گذاشته است.

 

در رژیم شاه سابق هرگاه دخالت‌های سیاسی دربار و برخی چهره‌های بانفوذ مانند تیمسار خسروانی و  ...، یا نگاه تبعیض‌آمیز مرکز نسبت به بازیکنان شایسته و برتر خوزستان در انتخاب‌های تیم ملی احساس می‌شد، ما شاهینی‌های آبادانی، با کنایه‌ای تلخ، تیم ملی فوتبال ایران را «تیم میلی» می‌نامیدیم؛زیرا باور داشتیم شایستگی فنی همیشه تنها معیار انتخاب‌ها نبوده است.

یکی از نمونه‌های تاریخی این بحث، ماجرای مقدماتی بازی‌های المپیک ۱۹۶۴ توکیو بود؛ زمانی که اختلافات میان برخی بازیکنان مطرح باشگاه شاهین و ساختار فوتبال آن دوره، به کناره‌گیری چند چهره نامدار از جمله حمید جاسمیان، حمید برمکی و مهراب شاهرخی از خوزستان، و حمید شیرزادگان، همایون بهزادی و بیوک وطنخواه از تهران انجامید. این رخداد نشان داد که حضور بازیکنان در تیم ملی گاهی فراتر از توانایی فنی، تحت تأثیر روابط مدیریتی، فضای عمومی و شرایط زمانه، به‌ویژه فضای سیاسی پس از کودتای ۲۸ مرداد، قرار می‌گیرد.

از همین رو، بررسی انتخاب بازیکنان در هر دوره‌ای تنها با آمار و عملکرد داخل زمین کامل نمی‌شود؛ بلکه باید نقش اعتماد سرمربی، ساختار مدیریتی، هماهنگی تیمی و عوامل بیرونی احتمالی را نیز در نظر گرفت. با این حال، مسئولیت نهایی انتخاب‌ها همچنان بر عهده سرمربی و کادر فنی است.

تلخ‌تر آن است که گاه به جای نقد فنی و بررسی منصفانه عملکرد تیم، فوتبال به میدان تسویه‌حساب‌های سیاسی تبدیل می‌شود. اختلاف نظرهای اجتماعی و سیاسی، هر اندازه گسترده باشد، نباید حرمت نمادی را که میلیون‌ها ایرانی با آن خاطره دارند، مخدوش کند. پیراهن تیم ملی، پیش از آنکه متعلق به یک دوره یا جریان خاص باشد، بخشی از حافظه جمعی یک ملت است؛ پیراهنی که شادی‌ها، شکست‌ها، اشک‌ها و امیدهای نسل‌های مختلف را در خود نگاه داشته است.

شگفت و تلخ، نه فقط دشواری‌های یک تیم در میدان نابرابر امکانات، بلکه تلاش برخی جریان‌ها برای تبدیل شکست یا موفقیت ورزشی به ابزار نزاع سیاسی است. فوتبال، این پناهگاه همبستگی ملی، نباید قربانی کینه‌توزی و نفی سرمایه‌های مشترک یک ملت شود.

 

تیم ملی و پیراهن آن، فراتر از هر حکومت، جریان یا دوره‌ای، میراث مشترک همه ایرانیان بوده و هست. قضاوت درباره این فرزندان ایران باید در ترازوی نقد ورزشی و با در نظر گرفتن واقعیت‌های میدان صورت گیرد، نه در هیاهوی تبلیغاتی و سیاسی.

مرز میان نقد و کینه، میان اعتراض و دشمنی، مرزی است که تاریخ درباره آن قضاوت خواهد کرد. هیچ ملتی با شادی از شکست فرزندان خود سربلند نشده است. نقد ورزشی سازنده و ضروری است، اما تبدیل رنج یک تیم ملی به ابزار نزاع‌های سیاسی، چیزی بر شأن ورزش و اخلاق جمعی نمی‌افزاید.

در روزهایی که فوتبال ملی می‌تواند عرصه‌ای برای همبستگی و غرور جمعی باشد، فرقه صهیوفاشیست رضا پهلوی، معلوم‌الحال و وطن‌فروش، با توهین به بازیکنان و تیم ملی ایران واکنش نشان می‌دهند؛ پرسش‌های جدی درباره مرز میان اختلاف سیاسی و هویت ملی ایجاد می‌کند.

در شرایطی که برخی منتقدان، مواضع این جریان‌ها را در قبال سیاست‌های خارجی و تنش‌های منطقه‌ای مورد اعتراض قرار داده‌اند، از جمله در ارتباط و همکاری  با اقدامات نظامی و رویارویی‌های مرتبط با آمریکا و اسرائیل که از سوی آنان به‌عنوان تجاوز به میهن تلقی می‌شود، استفاده از پرچم‌ها و نمادهای کشورهای دیگر در تقابل با تیم ملی، ناسزاگویی به ورزشکارانی که نماینده ایران در میدان جهانی هستند و شادی از شکست آنان، از نگاه بسیاری اقدامی خارج از روح ورزش و مفهوم رقابت جوانمردانه بی شعوری  که در تاریخ معاصر اثر فراموش نشدنی از خود باقی خواهد گذاشت  تلقی می‌شود.

 

تا اینکه  "عمو"  ترامپ گفته بود:

« هیچ انسان عاقلی نمی‌آید بگوید کشور خودش را بمباران کنید!»

آمریکا با محدودیت تیم ملی فوتبال، با محدودیت زمانی و عدم آماده‌سازی مناسب، بدون شک بر آمادگی تیم ملی مؤثر است. نقد سیاسی هر فرد یا جریان، حق طبیعی جامعه است؛ اما هنگامی که این نقد به تحقیر مردم، ورزشکاران و نمادهای مشترک ملی تبدیل شود، فاصله‌ای میان اعتراض سیاسی و آسیب به سرمایه‌های جمعی یک ملت ایجاد می‌کند.

فوتبال، فراتر از اختلافات سیاسی، بخشی از خاطره و زندگی میلیون‌ها ایرانی است؛ پیراهن تیم ملی متعلق به هیچ جناحی نیست، بلکه نمادی از حضور مردم ایران است که چیزی بر شأن ورزش و اخلاق جمعی نمی‌افزاید.

تاریخ ورزش بارها نشان داده است که پیروزی تنها محصول امکانات نیست؛ اراده، همبستگی و روحیه نیز سرمایه‌هایی‌اند که در لحظات دشوار خود را آشکار می‌سازند. بازیکنی که با نام ایران بر سینه وارد میدان می‌شود، حامل خاطره میلیون‌ها انسانی است که فراتر از اختلاف‌ها، لحظه‌ای از تعلق مشترک را تجربه می‌کنند.

شاید بزرگ‌ترین پیروزی در چنین روزگاری، نه فقط نتیجه‌ای که بر تابلو نقش می‌بندد، بلکه پاسداشت حرمت یک نماد ملی و احترام به تلاش کسانی باشد که در سخت‌ترین شرایط، نام ایران را بر پیراهن خود حمل می‌کنند.

زیرا تاریخ، نه تنها برندگان مسابقات، بلکه رفتار ملت‌ها را در روزهای آزمون نیز به یاد خواهد سپرد.

به امید آن‌که ملت بزرگ ایران همواره در برابر پیراهن ملی، با نگاه احترام، انصاف و همبستگی رفتار کند.

 

جمال صفری

۲۱ژوئن ۲۰۲۶