چشم و گوش دو ابزاری هستند که آنچه می بینیم و می شنویم را به صورتی مکانیکی به کمک تارهای عصبی وارد دنیائی به نام مغز می کنند. دیدن و شنیدن واقعی نتیجه کنش های فراوانی است که مغز بر آنچه دریافت کرده (دیده و شنیده ها) اعمال می کند تا آنها را با ذهنیات ما سازگار سازد. ذهن ما (نفس یا خودناآگاه) حاوی اطلاعات فراوانی است که از زمان کودکی، حتی قبل از تولد به صورت ژنتیکی در ما انباشته شده است. مغز آنچه از راه دیدن و شنیدن دریافت می کند را با آن انبار داده ها بررسی و تفسیر می کند و نتیجه این تفسیر همان چیزی است که ما می بینیم و می شنویم. بر عکس این کارکرد به ظاهر ساده و در نهان پیچیده، عقل هم به نوبه خود ابزاری است که می تواند بر این عملکرد خودکار مغز اثر گذارد و آنچه را که می بینیم و می شنویم را با حق بسنجد و آنها را مرمت کند و به حقیقت آنها نزدیک گرداند، در نتجه آنچه خواهیم دید و شنید می توانند تفاوت عمده ای داشته باشند. برای مثال اگر ما عینکی رنگی بر چشم بگذاریم، آنچه را می بینیم به همان زنگ عینک می بینیم که حقیقت ندارند و این عقل است که به ما می گوید مثلا آن درختی که سرخ می بینیم در حقیقت سبز است. ذهن ما نقش همان عینک را بازی می کند که باید به کمک تعقل حقیقت دیده ها و شنیده ها را مورد بازبینی قرار دهیم. بنابراین، عینک ذهنیت عاملی می شود برای ماندن در محدوده تمایلات انسان و رشد نیافتن. این عینک از یک توده عصبی در مغز انسان به نام سامانه محرک شبکه ای شکل گرفته که شرح آن را در یک مصاحبه کوتاه قبل از این داده ام. به این ترتیب انسان می تواند خود را به کمک ذهن خود در طول عمر خویش زندانی تمایلات خود کند. می بینیم مغز چگونه نقش فعالی در نحوه دیدن و شنیدن ما ایفا می کند و به ما حکم می کند چه چیزی را چگونه ببینیم و چگونه بشنویم. البته وجدان بیدار انسان می تواند به کمک تعقل بر این عملکرد مغز اثر گذار باشد و به تعبیر قرآن، پرده بر بینائی و شنوائی خود، به دست خود نکشد. به این ترتیب است که در جامعه و به خصوص در سیاست دسته هائی پیدا می شوند که از یک نوع بینش و منش پیروی می کنند و حاضر نمی شوند به دیگر سخنان که باب میلشان نباشد گوش کنند یا ببینند. اساس سانسور و خود سانسوری، حاصل این پدیده است. پدیده ای که برای ما چنان عادی و روزمره است که تصور می کنیم حقیقت نزد ماست و هرچه را تصور می کنیم عین حقیقت است. و غافل هستیم از اینکه یک انسان زندانی ذهنیات خود بیش نیستیم. خارج شدن از این زندان، محتاج تصمیم، میل به رشد، و البته شهامت دارد زیرا انسان تصور می کند با این کار خود را نفی می کند، غافل از اینکه با این کار خود را وارد دنیائی بی انتها و آزادی می کند.
این وبلاگ به جای وبلاگ "بیان نو" که توسط حاکمیت مسدود گردیده راه اندازی شده است
"این وبلاگ به دستور کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه مسدود شده است" ____________________________________________________________________________________________________
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر