در محله ما، خیابان حافظ کوچه ایرج که به پارک هتل ختم می شد، یک زورگیر فعالیت میکرد که هم فردی از لحاظ بدنی ضعیف بود و هم یک پایش می لنگید. اما آدم شر و پر روئی بود و به دلیل نقص عضو، اهل محل به او کمک مالی می کردند. من روزی که از محل خدمتم در مرکز لجستیکی ارتش واقع در عباس آباد به منزل بر می گشتم و بسیار خسته و عصبانی بودم در کوچه با او برخورد کردم. عصبانیتم به این دلیل بود که در راهرو دایره خرید که محل خدمتم بود، رئیس دایره که یک سرلشکر بود، برای یک سرتیپ آمریکایی احترام نظامی گذاشت. بسیار عصبانی شدم و وارد دفتر کار که در آنجا سه خانم ماشین نویس و یک استوار و یک سروان کادر کار می کردند، با فریاد گفتم این چه وضعی است؟ چرا باید تیمسار برای یک افسر دون پایه آمریکائی احترام نظامی بگذارد؟ یادم نمی آید چه چیزهای دیگری گفتم که بعد از ظهر مرا به ضد اطلاعات خواستند. به دلیل اینکه رئیس رکن دوم از دوستان دوران دبیرستان برادر بزرگم بود، جریان به خوبی ختم شد. در این حالت بود که به منزل باز می گشتم که ناگهان زورگیر محله از پشت سر فریاد می زد "فلونی" لهجه تهرانی فلانی. او افراد را با این صفت صدا می زد، به همین دلیل به او می گفتند فلونی. حوصله جواب دادن نداشتم که از پشت سر دستی بر شانه من زد و گفت کجا؟ عجله داری؟ چنان سیلی محکمی به او زدم که به دلیل نقص پا به زمین افتاد، این هم از نتایج لباس نظامی بر تن داشتن می باشد. بلند شد و پا به فرار گذاشت. بسیار ناراحت شدم و تصمیم گرفتم فردا از او عذرخواهی کنم. اما او دیگر پیدایش نشد. جریان را با دائیم در میان گذاشتم، خندید و گفت او دیگر پیدایش نخواهد شد زیرا با این کاری که با او کردی، دیگر در این محل نمیتواند قلدری کند. تصویری که از او در خودناآگاهم مانده است را در چهره ترامپ می بینم. با تکیه بر احساس قلدری که وجود ارتش مقتدر آمریکا در ذهنش ایجاد کرده، همان کار "فلونی" را با ایران کرد. تصور می کند با گفتن "فلونی" همه در رکابش به خدمت می ایستند. با آکروبات بازی مادورو را دزدید، هم پیمانان خود را تحقیر کرد تا به ایران برسد. دست خود را بر شانه ایران زد خیالش این بود که زانو خواهد زد. اما غافل بود از اینکه مردم از کودتای 28 مرداد در آرزوی تلافی به سر می برند و ملت عصبانی ناگهان یک سیلی نثار او کرد. قبل از ترک محله، تا کنون، تنگه هرمز را از دست داده، قلدری او در منطقه و نزد کشورهای حاشیه خلیج فارس از میان برداشته شده، حضورش در منطقه بی محل شده، قلدری او در جهان به زیر سوال رفته و آن هیمنه کاذب آن همانند قصر کارت فرو ریخته است.

داستان هم بامزه است هم به واقعیت نزدیکه
پاسخ دادنحذفترامپ هنوز ميخواهد مثل رسم كاپيتولاسيون همان حكم ستوان را نسبت به سرتيپ ايراني را دوباره بر قرار كند. نميداند مردم با انقلاب خود به اين رسم سلطه پايان داد
پاسخ دادنحذفژاله وفا