این وبلاگ به جای وبلاگ "بیان نو" که توسط حاکمیت مسدود گردیده راه اندازی شده است

"این وبلاگ به دستور کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه مسدود شده است" ____________________________________________________________________________________________________

۱۳۹۹ دی ۱۵, دوشنبه

هدف آمریکا از ترور قاسم سلیمانی

 

استعمارواستثمار همواره در طول تاریخ از فرآورده‌های مستمرتکاثرو تمرکز قدرت بشربوده‌اند. اما درهر دوره از


تاریخ، بنابر فرهنگ و سیاست و عملکردهای اجتماعی، شکل آن دستخوش تغییراتی می‌شده است. البته وجود نیروهای نظامی و قدرت تخریب و سرکوب و کشتارسلطه‌گران، یکی از وسایل، وکارآمدترین آن برای برقراری رابطه مسلط – زیرسلطه است. این وسیله درسلطه گری نقشی تعیین کننده داشته واکنون هم تا اندازه ای دارد. امروزه سلطه گران درراستای مدرنیزه کردن و بالابردن قدرت تخریب سلاح نظامی خود، از سلاح رسانه‌های جمعی استفاده بیشتری می‌کنند. با به انحصارسرمایه درآمدن رسانه‌های حرفه‌ای، افکارعمومی جامعه‌ها را آماده می‌کنند تا برنامه‌ها و طرح‌های خودشان را با خاطری آسوده وظاهری انسانی طراحی و اجراکنند. ازمدت‌ها پیش، به خصوص بعداز جنگ دوم جهانی، برنامه رسانه‌های عمده جهان که به "رسانه های معتبر" شهرت یافته‌اند، آماده سازی فرهنگی و افکارعمومی جامعه است تا سلطه گری مدرن را عادی بباورانند که دراین هدف به موفقیت‌های شگرفی هم دست یافته اند. یکی ازاین فرهنگ سازی‌های مهم، استفاده از تداعی معانی است، به این ترتیب که مثلا شنونده هربارکه از جنبش‌های مردم تحت ستم می‌شنود، ترور و تروریسم تلقی ‌کند. روشنفکران وکنشگران سیاسی هم از گزند این تداعی معانی معاف نیستند. همه می‌دانیم که مخوف‌ترین ومشهورترین گروه تروریست معاصر، یعنی داعش را، بنابر قول واعتراف خودهمین دولت‌های غربی ساختند(1). اما آنچه براذهان عموم جامعه نقش بسته، داعش فرآورده اسلام باوری است. تا وقتی دشمن "کمونیسم بین‌الملل" بود،  این نقش را به کمونیسم می‌دادند که هنوز در ذهن آمریکائی ها باقی مانده است. اما یکی کردن تروریسم با اسلام دراین زمان چه سودی را میتواند نصیب سلطه‌گران کند؟ از دید سرمایه‌داری که بنگریم، قدرمسلم  جمعیت یک میلیارد ونیمی مسلمانان را از نظر فرهنگی (ونه صرفا دینی) که اغلب بر روی منابع عظیم انرژی ودیگر منابع کانی، زندگی می‌کنند، را به عنوان بازار مصرف عظیم نمی‌توان در نظر نداشت و به آن بی‌اعتنا بود. این حوزه بزرگ که قرن‌ها درزیرسلطه قرارداشته، در پی انقلاب ایران، در خود دگرگونی‌های زیادی را شاهد بوده است

این دگرگونی‌ها بخشی درپی طرح های پیش بینی شده سلطه گران خارجی و داخلی و بخشی مرهون مبارزات آزادی خواهانه و استقلال طلبانه مردم بوده است. اما چگونه می‌شد جلوی آن بخش ازدگرگونی ناشی از فرهنگ ملی وآگاهی مردم منطقه را گرفت تا بتوان باموفقیت بیشتری تداوم سلطه گری را سامان بخشید؟ یکی از موفقیت‌های "فرهنگی" سلطه‌گران درجهان -همان‌طورکه دربالا اشاره شد و گریبان روشنفکران را هم گرفته‌است – ساختن و باوراندن یک ملقمه به نام "تروریسم اسلامی" می باشد. پس از جاافتادن این واژه در ذهن جوامع، اغلب غربی، اصطلاح "گروه‌های تروریستی نیابتی ایران" با کمک گرفتن از وجود استبداد و بعضی عملکردهای تروریستی حاکم برکشورما را وارد اذهان کردند. دراین میان، آنچه را توانستند از صحنه سیاسی، فرهنگی وانسانی وحقوقی جهان حذف کنند، وجود واقعی نیروهای مردمی استقلال وآزادی خواه است که با زدن انگ "تروریست‌های اسلامی" به آنها، باید ازمیان برداشت. با فروکش کردن بحران داعش، بیشتر باهمت کشورهای منطقه به خصوص ایران، و "خطر" استقرارآرامش وصلح میان کشورها، تحریکات اسرائیل وبه تبع آن آمریکا آغاز گرفت. موشک پرانی های روزمرۀ اسرائیل به سوریه درسایۀ سکوت سلطه گران ورسانه های وابسته به آنها، به امید شروع یک جنگ تمام عیار هنوز به نتیجه ای نرسیده است. پس از بحران داعش، گروه های مسلحی که با آن می جنگیدند برجا ماندند که به خودی خود، می توانستند تشنج را درمنطقه به صورتی دیگر ادامه دهند که از آرزوهای اسرائیل بود.

دردهۀ هشتاد میلادی، یک سرهنگ اسرائیلی نقشه ای را انتشار داد که بیان کنندۀ طرحی برای موزائیک کردن کشورهای منطقه، از جمله ایران وعراق بود که شروع آن از سوریه آغازشد. پس از حملۀ آمریکا به عراق هم قرار براین شدتا این کشور را به سه کشور تبدیل کنند. اجرای این نقشه ها توسط رسانه های "معتبر"، به خصوص فارسی زبان همواره سانسور شده و می شوند. تحلیل گران "کوتوله ای" که به هدف امرارمعاش به این شغل برای قلب حقیقت گمارده شده اند، تشنج در منطقه را به جای گفتن حقیقت، به مردم ستم دیدۀ این ناحیه نسبت می دهند وکسانی را که از هزاران کیلومتر دورتر درآنجا مستقر شده اند را بی گناه و ناجی قلمداد می کنند.

اخباری که این روزها از منطقه بیرون آمده اند نشان می دهند ترور سلیمانی ربط مستقیمی به ایران و انتقام گیری از ایران نداشته است. موضوعی که رسانه های فارسی زبان بیگانه با تروریست خواندن سلیمانی سعی بر جا انداختن آن داشته ودارند. پاسخ ندادن آمریکا به حملات موشکی ایران به پایگاه خود درعراق هم نوعی دلجوئی و عذرخواهی از ایران بوده است. عامل اصلی ترور سلیمانی و المهندس، نقشی بوده که آنها در برقراری آرامش درعراق و منطقه داشته اند. توضیح اینکه ده ها گروه مسلح در عراق و منطقه وجود دارند که این دو، نفوذ زیادی در آنها داشتند وبه نوعی آنها را جمع و جور می کردند واجازه نمی دادند تا جاسوسان غربی و اسرائیل درعملکرد آنها وبه راه انداختن داعشی دیگرمؤثر باشند. یکی از دلائلی که رؤسای جمهوری پیشین آمریکا از کشتن سلیمانی امتناع می کردند به دلیل همین نقش او بوده است که نظامیان آمریکا با ترور او مخالفت می کردند. در حقیقت وجود او به سود سیاست های آن وقت آمریکا بود. دراین میان، تنها کشوری که از وجود داعش سود می برد، اسرائیل بود. وتنهاکشوری که از آرامش منطقه وحشت دارد، اسرائیل است. در حقیقت، ترور سلیمانی دو هدف را دنبال می کرد. یکی خشنودکردن اسرائیل که نمایندۀ اسرائیل در دفتر ترامپ که داماد ودخترش باشند، خواهان آن بوده اند. و دومی این که ترامپ از قبل از ریاست جمهوری، همواره قول داده بود ارتش آمریکا را به خانه بازگرداند، موقعیت آن دونفر و وضعیت داخل عراق ومنطقه درثبات بعداز داعش و وجود این دونفر اجازۀ این کار را به آمریکا نمی داد زیرا روشن بود که پس از خروج آمریکا، عراق، و به تبع آن منطقه از دست غرب خارج شده، آرامش و ثبات خود را بازیافته و خطری برای اسرائیل به حساب خواهد آمد. لذا تنها راه حل برای خروج، ایجاد هرج و مرجی نظیر آنچه که قبلا توسط داعش ایجاد کرده بودند را ضروری می کرد. زیرا با این کار، کشورهای منطقه و به خصوص ایران را برای سال ها درگیر می کرد. همچنین نزدیکی اعراب و اسرائیل را تسریع و توجیه و اعراب را به ارتش اسرائیل وابسته می کرد. لذا برنامۀ ترامپ این بود که با ترور این دونفر وآزاد کردن ده ها گروه مسلح به این هدفش برسد و با خیالی راحت از جانب ایران، به قول خودش جامۀ عمل پوشاند و ارتش آمریکا را از عراق بیرون برد تا تنها پیرزویش را جشن بگیرد که ظاهرا با هشیاری این گروه ها تاکنون این طرح به ثمر نرسیده است. درنتیجه ارتش آمریکا مجبوراست همچنان بلا تکلیف به خاطر اسرائیل در منطقه بماند.

___________________________________________________________________

1-الف- ترامپ در سخنان انتخاباتی خود اعلام کرد که داعش ساخته دست اوباما و کلینتون بود. https://www.rtbf.be/info/dossier/election-presidentielle-americaine-la-course-est-lancee/detail_trump-clinton-et-obama-ont-cree-l-ei-et-hillary-devrait-etre-en-prison?id=9176216. ب- گروه تروریستی النصره درسوریه شعبه داعش می باشد. لوران فابیوس نخست وزیر فرانسه در تلویزیون مراکش اعلام میکند که گروه النصره کارش را به خوبی انجام میدهد و ما به آنها اسلحه میدهیم. https://youtu.be/g9FiUF7N-PA -

ج- ژنرال ونسان دپورت، ژنرال فرانسوی و استاددانشگاه درکمیسیون خارجی و نیروهای مسلح سنا در 17 دسامبر 2014 اعلام میکند که داعش ساخته دست آمریکا واسرائیل بوده است http://www.senat.fr/compte-rendu-commissions/20141215/etr.html#toc7. و سخنان این نماینده آمریکائی بسیار شفاف است https://mail.google.com/mail/u/0?ui=2&ik=bc52f15e16&attid=0.1&permmsgid=msg-f:1638924009439766251&th=16bea0b4048426eb&view=att&disp=safe

ازاین نوع شهادت ها فراوان می باشد که در پناه سانسور ونشر ندادن آن توسط "رسانه های معتبر" دردسترس جامعه قرار نمیگیرند.

 

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر