هدف آنچه در کشور می گذرد، تغییر رژیم نیست بلکه کودتائی است میان دوجناح مستبد، وابسته و مستقل. این تقابل را می توان ادعا کرد که از قبل از پیروزی انقلاب شروع شده است و تازگی ندارد. در گفتگوها میان جبهه انقلاب وآمریکا، فرستاده آمریکا یکی از شروطی را که با نماینده نهضت آزادی در میان می گذارد، این بود که ابوالحسن بنی صدر نباید در دولت انقلاب نقشی ایفا کند. در اولین انتخابات ریاست جمهوری، مردم انتخاب خود را که همان شعار انقلاب، یعنی استقلال و آزادی بود کردند. در تلافی، آمریکا حمله عراق به ایران را تدارک دید. مردم جانانه از کشور دفاع کردند. ایادی بیگانه به سرپرستی هاشمی رفسنجانی کودتائی را بر ضد بنی صدر تدارک دیدند و خمینی را وادار به تمکین نمودند و کودتا به ثمر رسید. رفسنجانی خامنه ای را موقتا به رهبری پیشنهاد کرد تا در زمان مقتضی جای او بنشیند. برای اجرای این هدف، عده ای را دور خود جمع کرد تا قدرت اقتصادی کشور را در دست بگیرد که اجل به او مهلت نداد و استخر جان او را گرفت. اما جریان رفسنجانی ادامه یافت و روز به روز بر ثروت ملی تسلط یافت و با انواع فساد های اقتصادی بر قدرت خود افزود. حسن روحانی به عنوان سزکله این جریان در مقام ریاست جمهوری مردم را از سر سپردگی خود با اذعان به کدخدائی آمریکا آگاه نمود تا افراد و نهادهای بی وطن را بتواند به دور خود جمع کند. این جریان چند بار در فرصت اعتراضات برای حجاب اجباری و تنگناه های اقتصادی وارد میدان شد تا آنها را مصادره کند که موفق نشد.
کوشش این جریان برای به صحنه آوردن و عملی کردن تماس های پشت پرده با آمریکا،
وارد معامله شدند که مرحله اول آن به برجام انجامید. اما شانس با این جریان یاری
نکرد، طولانی بودن مذاکرات و تعجیل ترامپ به برهم خوردن آن معامله انجامید به امید
اینکه او بتواند تمامی خواسته های آمریکا را یک جا به ایران تحمیل کند.
هیچکدام از این سناریو ها تا کنون به نتیجه مطلوب آمریکا و هوادارانش در کشور
نرسیده اند. بنابراین باید تدبیری دیگر اندیشید و فشار داخلی را بالا برد. حوادث اخیر
مقدمه این تدابیر می باشند. مرحله اول این تدابیر ظاهرا موافق اهداف آنها نبوده و
"مردم" آنچنان که دلخواهشان باشد وارد بازی آنها نشدند. سکوت این جریان مبنی
بر محکومیت دخالت های بیجای ترامپ در امور داخلی، همچنین نسبت به ورود مزدوران
مسلح به داخل کشور نشان دهنده تداوم امید آنها به اظهارات اخیر ترامپ در مورد
دخالت شبه نظامی در ایران می باشد. وجود این جریان در ایران برای آمریکا همسنگ
وجود اسرائیل در منطقه می باشد. اما برخلاف سردمداران این جریان، طیف های حاشیه ای
نظیر برخی اهل سینما و حقوق بشری و غیره با تمامی وقاحت، آشکارا ترامپ جنایتکار را
به دخالت در کشور تشویق می کنند. پیش کشیدن نام پهلوی برای این است که هرگاه جناح
وابسته به اهداف خود رسید، مردم از ترس او
به این جناح فاسد تمکین کنند.
مردم و فعالان معتقد به استقلال و آزادی ما باید به این امر مهم توجه داشته
باشند که تقابل دو جریان عمده در کشور، نه بر سر آزادی، که بر سر استقلال و وابستگی
می باشد. باید بدانند که هر جریانی از این کارزار پیروز بیرن آید، استبداد همچنان
پایدار خواهد ماند.